
سال 86 داره روز های پایانی خودش رو طی میکنه و کم کم 87 از راه میرسه و بهار….فصل تولد دوباره…
همیشه فکر میکنم چقدر خوب بود ما آدما هم هر سال بهار ..با سال جدید سعی می کردیم بهتر باشیم..خصوصیات بدمون رو کنار بذاریم…دوست داشتم بهار مثل یک نوزادی که تازه به دنیا اومده پاک و بی گناه بشم…اونوقت با آرامش زندگی جدیدی رو شروع کنم…
واقعا بزرگترین آرزوی من اینه که یک روزی این احساس رو که هیچ گناهی ندارم تجربه کنم….
به هر حال سال جدید هم چه ما باشیم و چه نباشیم میاد…از هیچ کسی هم اجازه نمی گیره و این عمر ماست که میگذره….پس به قول شاملو:
((… بهارخنده زد و ارغوان شكفت.
در خانه، زير پنجره گل داد ياس پير.
دست از گمان بدار!
با مرگ نحس پنجه ميفكن!
بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار…))
این شعر شاملو رو خیلی دوس دارم، حسش واقعاً بهاریه!
سال خوبی رو برات آرزو می کنم.
سلام. سال نو مبارک
پاسخ:سلام..سال نو شما هم مبارک
وبلاگتون برای من فیلتره!
درود
اضافه شدنتون رو به جمع وردپرسی ها تبریک می گم، امیدوارم که تصمیم به رفتن از وردپرس رو نگیرین چون بچه ها بد تصمیمی دارن برای کسایی که از وردپرس میرن!
بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار…
زیبا بود و تاثیر گذار.
به امید موفقیت برای شما و همه دوستان.
بدرود
پاسخ:مرسی
سال خوبی داشته باشی شعر خیلی زیبایی بود …
پاسخ:شما هم همینطور…ممنونم
ممنون از لطفت که منو لینک کردی منم شما رو لینک کردم …
پاسخ:خواهش میکنم.
راستی به یه بازی دعوتت کردم خوشحال میشم شرکت کنی …