من وقتی بچه های کلاس اول رو میبینم…همیشه یاد یک خاطره می افتم که با اینکه سالها از اون میگذره..هنوز که به یادم میافته..دلم واسه مظلومیت خودم آتیش میگیره و دلم میخواد الان برم و حقه کسایی که او بلای ناجوانمردانه رو به یک بچه کلاس اولی که با هزار امید و آرزو اومده مدرسه [...]
بایگانیِ آوریل 6th, 2008
داستان یک نوستالژی قدیمی
ارسالشده در من نوشت ها در آوریل 6, 2008 | 20 دیدگاه »