فکر کن…2 تا 6 صبح قرار باشه تو پاویون در شرایط unstable بخوابی و تا 6 چند بار با توهم صدای تلفن بیدار شی که نکنه اورژانس مریض اومده..یه بارم گوشی رو برداری و صدای بوق
آزاد خواب رو از سرت بپرونه…اون وقت میفهمی که خونه و در آرامش خوابیدن چه نعمتیه!
اون وقت خدارو به خاطر [...]
Archive for اکتبر, 2008
midnight fever
Posted in من نوشت ها on اکتبر 27, 2008 | 7 Comments »
S*e*x discrimination
Posted in من نوشت ها on اکتبر 15, 2008 | 9 Comments »
راند اورولوژی:
اتند: چرا در بزرگسالان علیرغم اینکه سونوگرافی برای نئوپلاسم تشخیصیه باز هم تستیس رو پایین میاریم؟!
من: برای تشخیص راحت تر!
اتند: چرا؟
من: برای تشخیص راحت تر!
اتند:…..
اینترن پسر: برای تشخیص راحت تر!
اتند:آره درسته!
من:
این تبعیض جنسیتی کی میخواد تو این کشور ازبین بره؟!!! الان قرن 21…دوران جاهلیت اعراب نیست! والا اون دوران صدها ساله تموم شده!!!
guilty feeling
Posted in من نوشت ها on اکتبر 9, 2008 | 7 Comments »
Posted in ادبیات, من نوشت ها on اکتبر 5, 2008 | 2 Comments »
شب تار است
شب بيمار ست
از غريو درياي وحشت زده بيدار است
شب از سايه ها و غريو دريا سر شار است،
زيبا تر شبي براي دوست داشتن.
با چشمان تو
مرا
به الماس ستاره هاي نيازي نيست،
با آسمان
بگو.
صد حیف که آن رفت…
Posted in من نوشت ها on اکتبر 1, 2008 | 5 Comments »
ماه رمضان هم تموم شد…من که دلم خیلی تنگ میشه …
برای حالت معنوی ای که این ماه داره…برای صدای ربنای شجریان قبل اذان مغرب…
برای نشستن کنار سغر با یه لیوان آب آماده برای منی که روزی 2-3 لیتر اب میخورم!و وآب خنکی که مسیر حرکتش رو به سمت معده خالیم احساس میکنم!
برای سحر هایی که [...]